دیزباد.احمدسالاری

حکایت

چهارشنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۳، ۱۰:۴۳ ق.ظ

حاتم طائی ، اهل یمن بود و دست کرم داشت . اما حاتن اصم (کر) اهل خراسان بود . روزی شخصی برای پرسش علمی نزد او آمد ، در حین سئوال ، باد معده از او خارج شد ، حاتم به او گفت : سئوالات خویش را با صدای بلند تر بیان کن که گوش من سنگین است . آن شخص خیالیش راحت شد که آبروی خود را نزد حاکم از دست نداده است . ازآن روز به بعد تا آخر عمر ، حاتم خود را به کری زد و به خاتم اصم معروف شد . بعد از مرگش ، خواب دیدند که خداوند به او فرموده بود: حاتم ، یک شنیده را ناشنیده گرفتی ، من هم تمام دیده ها و شنیده های اعمالت را نادیده و ناشنیده می گیرم و تمام گناهانت را می بخشم

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۱۲/۱۳
احمد سالاری

نظرات  (۱)

چه بسیار کسانی که نشنیده ها را شنیده گرفتن

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی